تبليغاتX
منطق آب دوغ خیاری

منطق آب دوغ خیاری

این وبلاگ عرضه کننده دیدگاهی نوین و منطقی و عقلایی از اسلام است

تلنگروتامل:

 

           

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ

 

و كيست گمراه‏تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‏خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمى‏دهد و آنها از دعايشان بى‏خبرند (احقاف-5)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط توحید  | 

نامهای نیکوی خدا

نامهای نیکوی خدا ( نگاهی به شیوه صحیح دعا از نظر قرآن )

 

دعاهاي قرآن مانند كتاب مقدس همگي خطاب به خداست:

 

تو را بندگي مي‌كنيم و از تو ياري مي‌خواهيم.

ما را به راه راست هدايت كن. (فاتحه 5 و 6)

خداوندا به ما در دنيا نيكي بده،

و در آخرت نيكي بده،

و ما را از عذاب آتش حفظ كن. (بقره 201)

خداوندا اگر فراموش كرديم يا خطا كرديم بر ما مگير.

خداوندا بار گراني بر عهده‌ي ما مگذار، چنانكه بر عهده‌ي قبل از ما گذاشتي.

خداوندا چيزي را كه توانش را نداريم بر دوش ما مگذار.

ما را ببخش و بيامرز و رحمت كن.

تو مولاي مايي.

ما را بر كافران ياري كن. (بقره 286)

خداوندا بعد از آنكه هدايتمان كردي دلهايمان را ملغزان،

و از نزد خود به ما رحمتي ارزاني دار كه تو بخشنده‌اي. (آل عمران 8)

خداوندا ما ايمان آورديم.

گناهان ما را بيامرز و ما را از عذاب اتش حفظ كن. (آل عمران 16)

خداوندا ما شنيديم كه مناديي به ايمان به خدا فرا مي‌خواند، ايمان آورديم.

خداوندا گناهان ما را بيامرز،

و بديهاي ما را بزداي،

و ما را با نيكان بميران.

خداوندا آنچه را به وسيله‌ي پيامبرانت وعده دادي به ما بده،

و روز قيامت ما را خوار مكن.

تو وعده‌ات را نقض نمي‌كني. (آل عمران 193 و 194)

 

در دعاهای سنتی، در کنار خدا بندگان خدا نیز حضور دارند:

 

خدايا، بلا بزرگ شد،

درون ريش شد،

پرده برداشته شد،

اميد بريده شد،

زمين تنگ شد و آسمان دريغ كرد.

از تو ياري مي‌خواهيم و به تو شكايت مي‌كنيم.

تو در سختي و آساني مورد اعتمادي.

خدايا بر محمد و آل محمد صلوات فرست.

صاحبان امري كه طاعتشان را بر ما واجب كردي

و بدين سان مقام آنها را به ما شناساندي.

پس به حق آنها در كار ما به‌زودي گشايشي كن.

چون چشم به هم زدن يا سريعتر.

اي محمد و اي علي،

اي علي و اي محمد.

مرا كفايت كنيد كه شما دو تن برايم كافي هستيد

و مرا ياري كنيد كه شما دو تن ياريگر من هستيد.

اي مولاي ما اي صاحب الزمان.

به فرياد برس، به فرياد برس، به فرياد برس.

مرا درياب، مرا درياب، مرا درياب.

اكنون، اكنون، اكنون.

سريع، سريع، سريع.

اي مهربانترين مهربانان.

به حق محمد و آل طاهرش. (مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي)

 

دعای فوق مخاطبان چندگانه دارد: خدا، محمد، علی، و «صاحب الزمان». حتی اگر بحث توحید و شرک هم در میان نباشد، منطق این دعا مشوش است. در ابتدا از خدا یاری می‌خواهیم، سپس رو به محمد و علی می‌کنیم و آن دو را برای یاری کافی می‌دانیم، و در آخر از «صاحب الزمان» می‌خواهیم که به فریاد ما برسد.

ما دعا به درگاه غیر خدا را عبادت غیر خدا نمی‌دانیم. این در حالی است که در قرآن دو اصطلاح «عبادت غیرخدا» و «دعا به درگاه غیرخدا» مفهوم مشابهی دارند و به صورت مترادف به کار رفته‌اند:

 

-الذين تعبدون من دون الله: كساني كه به جای خدا آنها را بندگی مي‌كنيد.

-الذين تدعون من دون الله: كساني كه به جای خدا آنها را مي‌خوانيد.

 

قرآن با عباراتی مشابه از مشركان مي‌خواهد كه در دعا و عبادت، دين را براي خدا خالص كنند:

 

-ليعبدوا الله مخلصين له الدين: بايد خدا را بندگی كنند در حالي كه دين را براي او خالص كرده‌اند.

-ادعوا الله مخلصين له الدين: خدا را بخوانيد در حالي كه دين را براي او خالص كرده‌ايد.

 

برداشت ما از اخلاص در در دعا و عبادت این است که  ریاکاری نداشته باشیم. اگرچه پرهیز از ریا نیز فضیلتی اخلاقی است، اما با توجه به پیشزمینه‌ی اعتقادی مشرکان، خالص کردن دعا برای خدا به این معناست که در دعا به غیر خدا متوسل نشویم.

ما در قرآن نمی‌خوانیم که مشرکان برای بتهای خود صلاة و صوم (نماز و روزه) می‌گزارده‌اند، اما به آشکارترین شکل می‌بینیم که مشرکان غیر خدا را در دعا وارد می‌کرده‌اند و از آنان استمداد می‌طلبیده‌اند. ساده‌ترین معیار برای تشخیص توحید یا شرک پیروان یک دین یا مذهب، بررسی ادعیه‌ی آنان است. در دعای موحدانه تنها از خدا یاری میخواهیم؛ در دعای مشرکانه از خدا و عیسی و مریم یاری می‌خواهیم.

مقايسه‌ي دعاهاي قرآن با دعاهاي ما نشان مي‌دهد كه رويكرد ما به دعا علاوه بر آنكه مشركانه است، گاه جاهلانه و خرافي هم هست. به عنوان مثال در سنت ما دعاهايي وجود دارد كه با خواندن آنها دندان‌درد و دل‌درد و ساير امراض خوب مي‌شود، دعاهايي تعويذ عقرب و مار و درندگان است و دعاهايي نيز وجود دارد كه بر كاغذي نوشته مي‌شود و حامل آن از گزند چشم‌زخم و ساير بلاها محفوظ مي‌ماند. این دعاها بیشتر به ورد جادوگران شبیه است و خواننده‌ی دعا یا حمل کننده‌ی تعویذ معمولاً محتوای آنچه را که می‌خواند یا حمل می‌کند نمی‌داند. دعا در قرآن پيش از آنكه درخواست براي تغيير قوانين طبيعت باشد، رابطه‌اي معنوي بين بنده و خداست. دو دعاي مهم در قرآن دعا براي هدايت و دعا براي آمرزش (استغفار) است. اين دعاها اعتراف انسان به خطا و گناه و درخواست تحولي معنوي از خداست. دعاهاي ما معمولاً براي تغيير قوانين طبيعت و نقض جریان عادی امور است.

توسل به مقدسان ديني در كنار خدا و ذکر نام آنها در دعا تمايلي قوي در ميان پيروان سنتي پيامبران ابراهيمي است. ما نیز مانند اهل کتاب، در گرفتاريها و مصيبتها علاوه بر صدا زدن خدا، مقدسان ديني را هم به ياري مي‌طلبیم. قرآن با توجه به این تمایل مشرکانه، علاوه بر نام «خدا» نامهای ديگری را نیز براي استفاده در دعا بيان كرده است، اما همگي اين نامها صفات خداست و نامي از عيسي و مريم و يوسف و پطرس در میان آنها به چشم نمي‌خورد:

 

خدا نامهاي نيكويي دارد، او را با آنها بخوانيد. و كساني كه در نامهاي او الحاد مي‌كنند رها كنيد كه به جزاي آنچه مي‌كنند خواهند رسيد. (اعراف 180)

او خدايي است كه جز او خدايي نيست. مالك، قدوس، سلام، مؤمن، مهيمن، عزيز، جبار و متكبر است. خدا از آنچه شريك مي‌كنند منزه است.

او خداي خالق، باري و مصوِر است. او نامهاي نيكويي دارد. هر چه در آسمانها و زمين است او را تسبيح مي‌كنند و او عزيز و حكيم است. (حشر 23 و 24)

 

 

اگر بخواهیم دعای مشرکانه‌‌‌ی مفاتیح الجنان را با دستور العمل قرآن موحدانه کنیم، باید جای نامهای بندگان نیکوی خدا را با نامهای نیکوی خدا عوض کنیم:

 

خدايا، بلا بزرگ شد،

درون ريش شد،

زمين تنگ شد و آسمان دريغ كرد.

از تو ياري مي‌خواهيم و به تو شكايت مي‌كنيم.

تو در سختي و آساني مورد اعتمادي.

اي خالق و اي رازق،

اي عزیز و اي حکیم.

مرا كفايت كن كه تو برايم كافي هستي،

و مرا ياري كن كه تو ياريگر من هستي.

اي خدا، ای مولاي من.

به فرياد برس، به فرياد برس، به فرياد برس.

مرا درياب، مرا درياب، مرا درياب.

اي مهربانترين مهربانان.

 

خدا را با هريك از نامهایش مي‌توانيم بخوانيم، اما نام بندگان خدا را نمي‌توانيم به جاي نام خدا بگذاريم:

 

قل ادعوا الله أوادعوا الرحمن، أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی.

بگو «خدا» را بخوانید یا «رحمان» را بخوانید. هر کدام را که بخوانید، او نامهای نیکویی دارد.  (اسرا 110)

 

منبع : وب سایت توحید : www.touheed.com

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط توحید  | 

شب قدر ...

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ...

 

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما دوستان ، مطالبی در باره « شب قدر » به ذهنم رسید که چکیده ای از آن را در سطور زیر می خوانید . همه کسانی که با مطالب این وبلاگ آشنا هستند می دانند که ، مطالب آن هیچ سنخیت و هماهنگی ای با برداشت رایج و سنتی جاری در جامعه ندارد و سعی بر این بوده تا کجی ها و انحرافات رایج در دیدگاه سنتی رایج را نمایان کند و آنها را به چالش بکشد .

حقیقت این است که ، انحرافات زیادی در باورهای مذهبی رایج با « قرآن » و « عقلانیت » وجود دارد و این نیست مگر بعلت پیروی کورکورانه از گذشتگان.

یکی از سنتهای رایج در جامعه اسلامی ، بخصوص نزد شیعیان ، برگزاری مراسم « شب قدر » و با عنوان شب احیا است ، به طور خلاصه باور و دیدگاه سنتی بر این است که :

 1- شب قدر ، شبی تعیین کننده و بسیار با ارزش است که

2- قرآن در این شب نازل شده است ،

3- در این شب به پرونده  « اعمال سالیانه » بندگان رسیدگی می شود

 4- و احتمالا این شب ، یکی از شبهای 19 یا 21 یا 23 رمضان است

 5- بنابراین با برگذاری مراسم خاص « شب زنده داری » و خواندن دعای خاصی با نام « جوشن کبیر » و بر سر گذاشتن « قرآن » و طلب عفو ، بخشش و استغاثه می توان سرنوشت خود را تغییر داد و ...

البته مورد 1 و 2 بند های بالا با قرآن تضادی ندارد الا اینکه ، با یک شبهه کوچک روبرو است و آن اینکه نمی دانیم واقعا منظور از آیه اول سوره قدر یعنی « انا انزلناه فی لیلة القدر » نزول قرآن است یا خیر ؟ و هیچ سند مطمئنی نداریم که اثبات کند که ضمیر « ه » باز می گردد به « قرآن » .

در باره بند 4 به نظر علت این تاویل این باشد که با توجه به آیه 185 بقره که مسلم است قرآن در ماه رمضان نازل شده است و با فرض اینکه منظور از « انزلناه » در آیه اول سوره قدر همان نزول قرآن است ( که البته با شبهه فراوان روبرو است ) این برداشت رخ داده است که شب قدر یکی از شبهای رمضان است ولی به هر حال حتی با پذیرش شبهه دار این موضوع نیز ، هیچ سندی نداریم که شب قدر یکی از شبهای 19 ، 21 ، یا 23 رمضان باشد .

حال می پردازیم به مضرات باور های رایج به شب قدر . شاید بزر گترین ایراد این نگاه در این است که در طول سال تنها چند روزی معدود جهت تامل و تفکر در اعمال در نظر گرفته شده است ، در حالی که طبق آموزه های قرآن انسان باید هر روز و هر لحظه مراقب اعمال خود باشد و نسبت به کارهای خود تفکر و تامل داشته باشد و اینکه مدام و مستمر از گناهان خود توبه کند و رفتار خود را اصلاح کند ، و این امر باید استمرار داشته باشد تا مفید واقع شود در حالیکه یکی از آفات بزرگ جامعه ما این است که با باور به ایام خاص که به آنها رنگ تقدس می بخشند و قداست خاصی برای آن قائل هستند ، مانند شبهای جمعه ، و یا ماه محرم و یا لیالی قدر و ... را خاص پذیرش توبه و عفو گناهان از سوی باری تعالی قرار داده اند که البته قرآن هیچ یک از این روزها را به رسمیت نمی شناسد ، و عادت بر این است که با کار کم و سهل الحصول قلم بر تمام اشتباهات بزرگ خود بکشیم و انتظار بخشش داشته باشیم و بقول معروف به دنبال میان بر زدن حتی در امور دینی باشیم ( مثلا به این حدیث دقت کنید : هر کس در ماه رمضان یک آیه قرآن بخواند ، مثل این است که قرآن را در ماههای دیگر ختم کرده باشد . خوب نتیجه چنین بینشی چیست ؟ غیر از این است که تابع آن بخاطر سهولت آن در طول سال قرآن را باز هم نکند به این امید که ماه رمضان می رسد و با خواندن هر آیه آن ثواب یکبار ختم آن را می برد ؟! ) و این باعث شده است که  اکثرا فارغ البال و لاابالی در طول سال و به امید این شبهای قدر ، رفتار کرده ، مثلا در حق دیگران ظلم کرده ، با زیر دست بد رفتاری کرده ، حقوق انسانی اطرافیان را پایمال کرده ، به این و آن تهمت و افترا بسته ، غیبت همسایه را کرد و .... صدها گناه جور واجور دیگر به امید اینکه با سه شب ، طلب بخشش و توبه و دعا همه این گناهان یکساله بخشوده می شود و باز مجددا همین روال ادامه دارد تا سال آینده ... و اگر می بینیم که سالهاست که جامعه بر همین روال است و امور آن اصلاح نمی شود بخاطر همین دیدگاه غلط است .

در حالی که در قرآن هیچ چیزی با نام « پرونده سالیانه » اعمال نداریم و خداوند در هر دقیقه و هر ثانیه ناظر اعمال بندگان است . و جالب اینکه در این شبها مراسمی اجرا می شود بصورت قرار دادن « قرآن » بالای سر که گاه به صورت ناشایستی و مثلا قرار دادن مصحف گشوده قرآن بر سر صورت می گیرد که به نظر من اهانت است به قرآن . چرا که هیچ جای قرآن اشاره ای نشده که بالای سر گرفتن قرآن و توسل به جسم قرآن ، باعث توجه و عنایت خاص خداوند می شود و بخشش گناهان و در امان ماندن از گناهان ، بلکه طبق قرآن این نتیجه اعمال ما است باعث شقاوت و سعادت نهایی ما می شود و « هر نفسی در گرو عمل خود است » ( مدثر-38 ) و می بینیم که چنین مراسمی از عللی است که باعث شده قرآن یکسال در قاب خود قرار گرفته و در نهایت در شب قدر نه با قرائت آن و تامل در آن ، بلکه متاسفانه تنها بعنوان وسیله و سپر دفع بلا در بالای سر قرار گیرد در حالی که « مفاتیح » می خوانیم !

البته این عمل می توانست مفید به فایده باشد ، اگر لااقل انجام دهنده آن از متن قرآن و انزارهای آن آگاه باشد و بداند که قرآن هند بوکی است ملازم هر کسی که خود را مسلمان و پیرو قرآن می داند ، یعنی قوانینی است کاربردی و عملی برای سامان دادن زندگی و نیل به سعادت دنیوی و اخروی که هر لحظه باید در آن تامل کرد و رفتار و اعمال خود را با آن منطبق کرد در هر حالی که شاهد بوده ام اکثر کسانی که قرآن را بالای سر می گیرند با آموزه های قرآن بیگانه هستند و تقریبا هیچ چیز از نکات آموزنده قرآن نمی دانند و حتی این تصور را ندارند که در قرآن صدها آیه وجود دارد که راهنمای بزرگی برای سعادت دنیا و آخرت هست که می تواند در مشکلات روزمره زندگیشان گره گشا باشد و کاربرد عملی داشته باشد ، بلکه تنها آشنایی آنها در حد این است که آنرا کتابی متبرک می دانند و شاید دلیل آن سیستم آموزشی غلط جامعه باشد که قرآن مهجور مانده ولی به حد افراط کتابهایی چون « مفاتیح » تبلیغ می شود و درمورد قرآن کار و فعالیت آموزشی و تحقیقی و علمی بسیار ناچیز است .

+ نوشته شده در  جمعه 20 شهریور1388ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط توحید  | 

اعجاز علمی قرآن ، « جنین »

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقاله ای که را می خوانید ، یکی از شگفت انگیز ترین نشانه های اعجاز قرآن است و گوشه هایی دیگر از آیات راز آلود قرآن را به منصه ظهور می گذارد . در این مقاله اثبات می شود که ، آیاتی که در قرآن درباره « جنین » و کلا خلقت انسان بحث می کند ، با دقیق ترین و جدیدترین متدها و یافته های علمی دانشمندان منطبق است ، قبل از شروع مقاله ، نکته ای را به کسانی که منکر قرآن هستند و بارها چنین مقالاتی را به تمسخر گرفته اند گوشزد کنم ، و آن اینکه مثل همیشه خواهند گفت ، « این میکروسکوپ را ، یا این کشف را مسلمین نکرده اند ، اگر قرآن تا این حد علمی است پس چرا خود مسلمین چنین کشفهایی را ننموده اند و  قص علی هذا ... » .

اولا خوب است به این اشخاص یاد آور شویم که « علم » تماما مدیون و مرهون « غرب » نیست ، خود غربیان معترفند که « مسلمین » سهم بسزایی در علم داشته اند و اگر نبودند مسلمین تا ادامه دهنده راه علم « یونان » قدیم باشند و اگر مسلمین در زمینه علم و دانش در قرونی که اروپا اسیر قرون وسطی بود و حتی « حمام » کردن نمی دانستند !!! پویا عمل نمی کردند ، قطعا امروز هم اروپاییان در قرون وسطی می زیستند .

خود غربیها معتقدند که ، « نیوتون » و « بیکن » و « گالیله » و ... همان قوانین علمی و نظریات علمی دانشمندان مسلمان را دنبال کرده اند و تکامل داده اند ، کسی که با تاریخ علم آشنا باشد ، می داند که « علم غرب » از خاکستر نروییده است و از « هیچ » جوانه نزده است ، بلکه مقدماتی فراهم بوده و بر پایه و اساسی استوار بوده ، آنها خود معترفند که « ابن هیثم » مسلمان ، اولین دانشمندی بوده در باره « نور » و قوانین « شکست نور » تحقیق نموده و شکست نور را با قوانین ریاضی بیان کرده است و بعدها « بیکن » و « نیوتون » از روی همین قوانین ، آنرا تکمیل کرده اند . کسانی که بر فرض همین « وبلاگ نویسی » و « اینترنت » و ... را مدیون « غرب » می دانند و بخاطر استفاده از این امکانات « مسلمین » را تخطئه و سرزنش می کنند ، بدانند که « علم » یک جریان است ، نه یک « پدیده خلق الساعه » که بدون حضور مسلمین عقیم می ماند ، باید علم را بصورت یک جریان پیوسته دید و فرامش نکرد که پیشرفتهای علمی 400 سال اخیر،تنهاقسمتی از « تاريخ و سير جريان علم »  است . و اصلا ريشه اين درخت تنو.مند در « خاور میانه » و « بین النهرین» است ، چنانکه واژه « آکادمی » که در یونان تاسیس شده بود ، واژه ای یونانی نیست ، و ریشه آن از نام شهر « آکاد » در « بابل » باستان و نزدیکی « بغداد » کنونی است .

کسانی که با تاریخ آشنا هستند ، خوب می دانند که « مسیحیت » یا بهتر بگوییم « مسیحیت منحرف شده » و مسیحیت قائل به تثلیث یا « کلیسا » تا چه حد باعث عقب افتادگی اروپای قرون وسطی شد و به خواست خدا در مقاله بعدی یک نمونه از این داستان غم بار تعارض « کلیسا » و « علم » را بررسی خواهیم کرد ، در حالی که « اسلام » نتیجه ای معکوس در « تاریخ علم » خود داشته است .

با این مقدمه شما را دعوت می کنم به مطالعه مقاله ( البته عده ای هم خواهند گفت ، مسلمین به این دانشمند پول داده اند تا برای قرآن معجزه بتراشد !!! در حالی که اهالی علم خوب می دانند که کمتر دانشمندی حاضر می شود اعتبار خود را به پول بفروشد ، در ضمن ما برای این مطلب تصاویر مستندی داریم )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط توحید  | 

هذا القرآن . . .

 

متن زیر حاصل روزها و شاید ماهها تفکر و تامل درباره قرآن است که منجر به این نتیجه شد « قرآن کتابیست آسمانی و اصیل و فرا تر از عقل و هوش بشر » که تنها راه هدایت و راهنمایی انسانها است در تمام زمان ها و مکان ها . البته این دست آوردی شخصی می باشد و انتظار نیست که همه آنرا به یک اندازه درک کنند ، بلکه هر کسی می تواند از دریچه ای به این موضوع نگاه نماید ، ولی متن زیر دعوتی است « منکران » و « شکاکان » را به تاملی دوباره و تازه ...

 

« ... اولین نکته ای که خواننده را هنگام مطالعه قرآن به خود جلب می کند ، سبک و شیوه بیان قرآن است که بسیار یکنواخت و صلب و با استحکام است و نشان از قدرتی مافوق طبیعه دارد ، سبکی که بدون شک در هیچ اثر انسانی ای سابقه نداشته و ندارد ، ما در قرآن با متنی روبرو هستیم که بدون مصلحت اندیشی و کوچکترین تزلزلی که نشاندهنده شخصیت ضعیف و متزلزل نگارنده آن باشد صحبت می کند ، با کسی سر سازش ندارد و در عین حال با بزرگواری ، خیر و شر بشر را به او مدام یاد آوری می کند ، حتی ذره ای خود را محتاج ایمان بندگان خود نمی داند ( بر خلاف مسیحیت و یهودیت تحریف شده ) تا آنجا که صراحتا بیان می کند :

إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيرًا

اى مردم اگر او بخواهد شما را از ميان مى‏برد و ديگران را پديد مى‏آورد و خدا بر اين كار تواناست

همين يك أيه بر اصالت و غير زمینی بودن قرآن کافیست ، باید پرسید این چگونه خدایی است که چنین مقتدرانه و بدون چشم داشت با بندگانش اتمام حجت می کند و برای دینش تبلیغ و بازار یابی نمی کند ؟!! ( باز هم بر خلاف مسیحیت و یهودیت البته تحریف شده ) این چگونه خدایی است که حتی حاضر به تقسیم جهان به این وسعت با خدایی دیگر نیست و خود را تنها مالک جهان می داند ؟ نه تنها مالک زمین که مالک زمین و آسمانها .

يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ .

اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهيد كسانى را كه جز خدا مى‏خوانيد هرگزحتى مگسى نمى‏آفرينند هر چند براى  آن اجتماع كنند و اگر آن مگس چيزى از آنان بربايد نمى‏توانند آن را بازپس گيرند طالب و مطلوب هر دو ناتوانند .

 

اين چه خدایی است که اینچنین قاطعانه و با اطمینان همه عالم را به تعدی می خواند ، حتی برای آفرینش در ظاهر ساده مگسی !! ، همه موجودات از ریز و درشت را مخلوق و آفریده خود می خواند ؟ آیا لحظه ای منکران مغرور و کم ظرفیت از خود نمی پرسند که این چه کسی است که با اطمینان اینچنین سخن می گوید :

وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ . إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ

کسی که می گوید اگر اراده کند ، بادها را متوفق و ساکن می کند تا کشتیها در دریا سرگردان و بی حرکت بمانند ؟ این چه قدرتی است که اینچنین همه را دعوت به تعقل و تفکر در باره پدیده های اطراف و اکناف و درس آموزی از آنها و همه اینها را نشانه و مدرکی از حضور خود می داند ؟ این کیست که اینچنین بی پروا نه تنها ادعای خلق تمام کائنات را دارد بلکه حتی شمه ای از چگونگی و کیفیت خلق آنها و ماده اولیه خلقت را شرح می دهد (فصلت-آیات 9 تا 12) چنان از شکل دادن و کنترل انها سخن می گوید که گویی مشتی گرد و خاک در اختیار دارد : « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ  سپس آهنگ آفرينش آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود با ميل يا اكراه بياييد آن دو گفتند فرمان‏پذير آمديم »

به راستی این کیست که از گذشته های دور می گوید ، و به پیش بینی آینده و پیش گویی وقایع رخ نداده می پردازد ؟ «  غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ، لشکر رومیان شکست خورد ، در سرزمینی نزدیک به شما ، پس از این شکست در اندک سالی آنها پیروز خواهند شد »

ادعای اشراف و علم به کنه همه چیز و همه ذرات را دارد و حتی فرو افتادن برگی از میان میلیاردها برگ مستقر روی درختان گیتی را خارج از حیطه و دید و علم خود نمی داند ؟ براستی اگر نمونه چنین کتابی را بشر معرفی نکرده که تا این حد خود باورانه و محکم سخن بگوید و خود را مثل اعلی بداند ، و قرآن تنها کتابیست که چنین سخن می گوید ، ادعا می کند ، پیش بینی می کند ، از غیب می گوید ، از علم می گوید ، از روح و فواید خواب و منشاء خلقت و سرنوشت گذشتگان و اخلاق و آینده و سرنوشت محتوم جهان و فروپاشی نظام هستی و تدبر در لیل و نهار و مشارق و مغارب و ستارگان و سیارات و خورشید و ماه و خصوصیات انسان  و ابر و باد و باران و کوه و دشت و جنبندگان روی زمین و زیر دریا و آسمان و سر بر آوردن و جوانه زدن دانه ای در دل تاریک خاک و دنیای تاریک ارحام و .... می گوید ، آیا لحظه ای انسان خردمند بر خود نمی لرزد و تعقل نمی کند که این کتاب ، کتابیست نازل شده از سوی آسمان به زمین ، برای راهنمایی انسان جاهل و مغرور و فراموشکار عصیانگر و کافر و عجول که در خسران است و در دنیا مشغول سفاکی و ریختن خون همنوع خود و جنگ و جدل و خشونت و یاس و نا امیدی و پوچی و سرگردانی و انحراف و فساد ... ؟! »

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط توحید  |