قرآن برای همه قابل فهم است-4
قرآن برای همه قابل فهم است-۴
بسم الله الرحمن الرحيم
با مساعدت از خدا آخرين بخش مقاله در مورد «تفسير الميزان» را مي نويسم و هر چند اين سلسله مقالات مي توانست تا دهها شماره نيز برسد ، ولي بعلت تعجيل در شروع بحث هاي ضرور تر پيرامون تاريخ اسلام ، اين بحث را در اينجا خاتمه مي دهم و براي اتمام به بررسي آيه 33 سوره احزاب در تفسير الميزان مي پردازم و هر جا انتقادي لازم باشد نظر خود را بيان مي كنم و در انتهاي بحث هم نظر «مرحوم برقعي» از علما و مراجع بنام شيعه را براي مقايسه دوستان در باره آيه 33 سوره احزاب قرار مي دهم .
و اما ذيل اين قسمت از آيه 33 ، صاحب تفسير الميزان چنين مي نويسد :
يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِب عَنكمُ الرِّجْس أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطهِّرَكمْ تَطهِيراً
« كلمه انما در آيه انحصار خواست خدا را مى رساند، و مى فهماند كه خدا خواسته كه رجس و پليدى را تنها از اهل بيت دور كند، و به آنان عصمت دهد، و كلمه اهل البيت چه اينكه صرفا براى اختصاص باشد، تا غير از اهل خانه داخل در حكم نشوند، و چه اينكه اين كلمه نوعى مدح باشد، و چه اينكه نداء، و به معناى اى اهل بيت بوده باشد، على اى حال دلالت دارد بر اينكه دور كردن رجس و پليدى از آنان ، و تطهيرشان ، مساله اى است مختص به آنان ، و كسانى كه مخاطب در كلمه عنكم-ازشماهستندبنابراين در آيه شريفه در حقيقت دو قصر و انحصار بكار رفته ، يكى انحصار اراده و خواست خدا در بردن و دور كردن پليدى و تطهير اهل بيت ، دوم انحصار اين عصمت و دورى از پليدى در اهل بيت
اهل البيت و مخاطب آيه يريد الله ليذهب عنكم الرجساهل البيت و يطهركم تطهيرا چه كسانى هستند؟
حال بايد ديد اهل بيت چه كسانى هستند؟ بطور مسلم فقط زنان آن جناب اهل بيت او نيستند، براى اينكه هيچگاه صحيح نيست ضمير مردان را به زنان ارجاع داد، و به زنان گفت عنكم - از شما ، بلكه اگر فقط همسران اهل بيت بودند، بايد مى فرمودعنكن بنابراين ، يا بايد گفت مخاطب همسران پيامبر و ديگران هستند همچنان كه بعضى ديگر گفته اند: مراد از اهل البيت ، اهل بيت الحرام است !!! ، كه در آيه ان اولياوه الا المتقون آنان را متقى خوانده ، و بعضى ديگر گفته اند: مراد اهل مسجد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است !!! ، و بعضى گفته اند: همه آن كسانى است كه در عرف جزو خاندان آن جناب به شمار مى روند، چه همسرانش ، و چه خويشاوندان و نزديكانش ، يعنى آل عباس ، آل عقيل ، آل جعفر، و آل على ، و بعضى ديگر گفته اند: مراد خود رسول خدا (ص ) و همسران اوست ، و شايد آنچه به عكرمه و عروه نسبت داده اند همين باشد، چون آنها گفته اند: مراد تنها و تنها همسران رسول خدا (ص ) است
تا اينكه مخاطب همچنانكه بعضى ديگر گفته اند: غير از همسران آن جناب هستند و خطاب در عنكم - از شمامتوجه اقرباى رسول خدا (ص) است ، يعنى آل عباس ، آل على ، آل عقيل ، و آل جعفرو به هر حال ، مراد از بردن رجس و تطهير اهل بيت تنها همان تقواى دينى ، و اجتناب از نواهى ، و امتثال اوامر است ، و بنابر اين معناى آيه اين است كه خداى تعالى از اين تكاليف دينى كه متوجه شما كرده سودى نمى برد، و نمى خواهد سود ببرد، بلكه مى خواهد شما را پاك كند، و پليدى را از شما دور سازد، و بنابر اين آيه شريفه در حد آيه ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهركم و ليتم نعمته عليكم مى باشد، و اگر معنا اين باشد، آن وقت آيه شريفه ، با هيچ يك از چند معنايى كه گذشت نمى سازد، چون اين معنا بااختصاص آيه به اهل بيت منافات دارد، زيرا خدا اين گونه تطهير را براى عموم مسلمانان و مكلفين باحكام دين مى خواهد، نه براى خصوص اهل بيت ، و حال آنكه گفتيم آيه شريفه دو انحصار را مى رساند، كه انحصار دوم تطهير اهل بيت است و اگر بگويى مراد از بردن رجس ، و تطهير كردن ، همانا تقواى شديد و كامل است ، و معناى آيه اين است كه اين تشديدى كه در تكاليف متوجه شما كرديم ، و در برابر اجر دو چندان هم وعده تان داديم ، براى اين نيست كه خود ما از آن سودى ببريم ، بلكه براى اين است كه مى خواهيم پليدى را دور نموده و تطهيرتان كنيم و در اين معنا هم اختصاص رعايت شده ، و هم عموميت خطاب به همسران رسول خدا (ص) و به ديگران ، چيزى كه هست در اول ، خطاب را متوجه خصوص همسران آن جناب نمود، و در آخر يعنى در كلمه عنكم متوجه عموم ليكن اين حرف هم صحيح نيست ، براى اينكه در آخر، خطاب متوجه غير از ايشان شده ، و اگر بگويى خطاب متوجه همه است چه همسران و چه غير آنان ، مى گوييم : اين نيز باطل است ، براى اينكه غير از همسران شريك در تشديد تكليف نبودند، و اجر دو چندان هم ندارند، و معنا ندارد خداى تعالى بفرمايد: اگر به شما همسران رسول خدا (ص ) تكاليف دشوارترى كرديم ، براى اين است كه خواستيم عموم مسلمانان و شما را پاك نموده و پليدى را از همه دور كنيم خواهى گفت : چرا جايز نباشد كه خطاب متوجه همسران رسول خدا (ص) و خود رسول خدا (ص ) باشد، با اينكه تكليف خود رسول خدا (ص) هم مانند تكاليف همسرانش شديد است ؟
در پاسخ مى گوييم : نبايد همسران آن جناب را با خود آن جناب مقايسه كرد، چون آن جناب مويد به داشتن عصمت خدايى است ، و اين موهبتى است كه با عمل و اكتساب به دست نمى آيد، تا بفرمايد تكليف تو را تشديد كرديم ، و اجرت را مضاعف نموديم ، تا پاكت كنيم ، چون معناى اين حرف اين است كه تشديد تكليف ، و دو چندان كردن اجر مقدمه و يا سبب است براى بدست آمدن عصمت ، و به همين جهت هيچ يك از مفسرين اين احتمال را نداده اند كه خطاب متوجه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و همسرانش باشد و بس . و اگر ما آن را جزو اقوال ذكر كرديم ، به عنوان اين است كه اين هم يك احتمال است ، و خواستيم با ايراد اين احتمال نظريه آن مفسرينى كه گفته اند: مراد خصوص همسران آن جناب است تصحيح كنيم ، نه اينكه بگوييم : كسى از مفسرين اين احتمال را هم داده
و اگر مراد بردن رجس و پاك كردن ، به اراده خدا باشد، و در نتيجه مراد اين باشد كه خدا مى خواهد به طور مطلق ، و بدون هيچ قيدى شما را تطهير كند، نه از راه توجيه تكاليف ، و نه از راه تكليف شديد، بلكه اراده مطلقه اى است از خدا كه شما پاك و از پليديها دور باشيد، چون اهل بيت پيغمبريد، در اين صورت معناى آيه منافى با آن شرطى است كه كرامت آنان مشروط بدان شد، و آن عبارت بود از تقوى ، حال چه اينكه مراد از اراده ، اراده تشريعى باشد، و چه تكوينى ، هر يك باشد با شرط نمى سازد، پس معلوم مى شود اراده مطلقه نيست
اثبات اينكه مراد از اهل البيت و مخاطب آيه تطهير، خمسه طيبه (پيغمبر، على ، فاطمه، حسن و حسين (ع) هستند
با اين بيانى كه گذشت آن رواياتى كه در شان نزول آيه وارد شده تاييد مى شود، چه در آن روايت آمده كه آيه شريفه در شان رسول خدا (ص) و على و فاطمه و حسن و حسين (ع) نازل شده است ، و احدى در اين فضيلت با آنان شركت نداردو اين روايات بسيار زياد، و بيش از هفتاد حديث است ، كه بيشتر آنها از طرق اهل سنت است ، و اهل سنت آنها را از طرق بسيارى ، از ام سلمه ، عايشه ، ابى سعيد خدرى ، سعد، وائله بن الاسقع ، ابى الحمراء، ابن عباس ، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) عبد الله بن جعفر، على ، و حسن بن على (ع) كه تقريبا از چهل طريق نقل كرده اندو شيعه آن را از حضرت على ، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا (ع )، و از ام سلمه ، ابى ذر، ابى ليلى ، ابى الاسود دولى ، عمرو بن ميمون اودى ، و سعد بن ابى وقاص ، بيش از سى طريق نقل كرده اندحال اگر كسى بگويد: اين روايات بيش از اين دلالت ندارد كه على و فاطمه و حسنين (ع) نيز مشمول آيه هستند، و اين منافات ندارد با اينكه همسران رسول خدا نيز مشمول آن باشند، چون آيه شريفه در سياق خطاب به آنان قرار گرفته در پاسخ مى گوييم : بسيارى از اين روايات و بخصوص آنچه از ام سلمه - كه آيه در خانه او نازل شده - روايت شده است ، تصريح دارد بر اينكه آيه مخصوص همان پنج تن است ، و شامل همسران رسول خدا (ص ) نيست ، كه ان شاء الله روايات مزبور كه بعضى از آنها داراى سندى صحيح هستند، از نظر خواننده خواهد گذشت و اگر كسى بگويد: آن روايات بايد به خاطر ناسازگارى اش با صريح قرآن طرح شود، چون روايت هر قدر هم صحيح باشد، وقتى پذيرفته است كه با نص صريح قرآن منافات نداشته باشد، و روايات مذكور مخالف قرآن است ، براى اينكه آيه مورد بحث دنبال آياتى قرار دارد كه خطاب در همه آنها به همسران رسول خدا (ص) است ، پس بايد خطاب در اين آيه نيز به ايشان باشد
آيه تطهير بدنبال آيات مربوط به زنان پيامبرنازل شده است
در پاسخ مى گوييم : همه حرفها در همين است ، كه آيا آيه مورد بحث متصل به آن آيات ، و تتمه آنها است يا نه ؟ چون رواياتى كه بدان اشاره شد، همين را منكر است ، و مى فرمايد آيه مورد بحث به تنهايى ، و در يك واقعه جداگانه نازل شده ، و حتى در بين اين هفتاد روايت ، يك روايت هم وجود ندارد، كه بگويد آيه شريفه دنبال آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص ) نازل شده ، و حتى احدى هم از مفسرين اين حرف را نزده اند، حتى آنها هم كه گفته اند آيه مورد بحث مخصوص همسران رسول خدا (ص ) است ، مانند عكرمه و عروه ، نگفته اند كه : آيه در ضمن آيات نازل شده پس آيه مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص) و متصل به آن نيست ، حال يا اين است كه به دستور رسول خدا (ص ) دنبال آن آيات قرارش داده اند، و يا بعد از رحلت رسول خدا (ص ) اصحاب در هنگام تاليف آيات قرآنى در آنجا نوشته اند، مويد اين احتمال اين است كه اگر آيه مورد بحث كه در حال حاضر جزو آيه و قرن فى بيوتكن است ، از آن حذف شود، و فرض كنيم كه اصلا جزو آن نيست ، آيه مزبور با آيه بعدش كه مى فرمايد و اذكرن كمال اتصال و انسجام را دارد، و اتصالش بهم نمى خوردپس معلوم مى شود جمله مورد بحث نسبت به آيه قبل و بعدش نظير آيه اليوم يئس الذين كفروا است كه در وسط آياتى قرار گرفته كه آنچه خوردنش حرام است مى شمارد، كه در جلد پنجم اين كتاب در سوره مائده گفتيم كه : چرا آيه مزبور در وسط آن آيات قرار گرفته ، و اين بى نظمى از كجا ناشى شده است ... »
«تفسیر المیزان ، جلد 16 ص 467-462»
اين بود مخلص كلامي كه علامه در تفسير الميزان در باره آيه 33 سوره احزاب بدان اشاره كرده و چند صفحه بحث روايي كه مجال نقد تك تك آنها نيست ، ولي بدانيد كه تمام آنها از قماش همان 5 روايت مقاله قبل است كه نقل كردم ...
به هرحال علامه بخاطر اثبات عقيده اي كه از قبل آن را باور دارد و آن را قطع و يقين و مسلم مي داند و مدام جهد و سعي بر تطبيق قرآن با نظرات پيش ساخته اش دارد و همان تاثير عينك رنگين كه خود در مقدمه اشاره كرده است ، متاسفانه در همان ابتداي تفسير دچار لغزش و انحراف مي شود و معتقد است كه واژه انما ، حصر است ، و بطور ساده منظورشان اين است كه اين انما دلالت بر اين دارد كه خداوند مي خواهد رجس و پليدي را فقط و فقط از «اهل بيت» دور كند ، و معني صحيح آيه را چنين ميداند :
خدا مىخواهد آلودگى را فقط از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند
ولي اگر بخواهيم واقع بينانه تر اين آيه را و طبق ضوابط زبان عربي معني كنيم حاصل ، معني زير مي شود :
فقط خدا مىخواهد (با اين راهنماييها) آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند
اگر بخواهم فرق بين اين دو جمله را برايتان به زبان ساده تر بيان كنم ، بايد به مثال زير دقت كنيد ، فرض كنيد شما مي خواهيد به دوستتان علي كمك كنيد ، ولي اين دوجمله دو معناي متفاوت دارد :
علي ، من مي خواهم فقط به تو كمك كنم .
علي ، من فقط مي خواهم به تو كمك كنم .
معني جمله اول اين است كه شما مي خواهيد فقط و فقط به علي كمك كنيد ، نه هيچ كس ديگر
معني جمله دوم اين است كه شما فقط مي خواهيد به علي كمكي كرده باشيد نه كار ديگري
ضمن اينكه فرض درست و قوي ديگري هم مي توان براي واژه انما در نظر گرفت و آنرا لفظ حصر ندانسته و به معني ؛ در حقيقت در نظر گرفت زيرا يكي از معاني انما در فرهنگ لغات عربي در حقيقت مي باشد، كه اگر هم چنين آنرا معني كنيم خللي در معني آيه بوجود نمي آورد:
در حقيقت خدا مىخواهد (با اين راهنماييها) آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند
پس در مورد آيه 33 سوره احزاب درست تر اين است كه بگوييم ، منظور خداوند از قرار دادن مقرراتي براي زنان پيغمبر ، فقط براي پاك كردن ضمير آنها از گناه است . نه اينكه خداوند فقط مي خواهد اين پاكيزگي را منحصر به اهل بيت كند .
اشتباه ديگر علامه در اين است كه از اين تطهير اخلاقي ، معني نوعي عصمت خدادادي را كه به معني عصمت تكويني است و به اين معني كه اهل بيت از روزي كه به دنيا مي آيند معصوم هستند تا روز مرگ و دچار هيچ لغزش انساني اي نمي شوند قائل است.و اين نظر و نتيجه گيري علامه است و الا آيه چنين مفهومي را ندارد و ما در سرتاسر قرآن عصمت به چنين مفهومي نداريم ، و بارها از خطاهاي پيامبران در روابط اجتماعي يا امور شخصي در قرآن ياد شده ، و تنها عصمتي كه مي توان از قرآن استنباط نمود ، عصمت در انتقال پيام و يا همان عصمت در ابلاغ است . در حالي كه به وضوح و با مراجعه به آيات پيشين و پسين اين آيه ، متوجه مي شويم كه مسئله فراتر از يك تطهير اخلاقي نيست .
همچنين از بزرگ ترين قضاوتهاي غلط علامه در اين است كه باز به طور تلويحي اعتقاد دارد كه قرآن تحريف شده و جاي اين آيه در اين قسمت از قرآن نبوده است كه من متن آن را بصورت هاي لايت مشخص كرده ام و از آنجا كه بخصوص اين دليل آخر با اصل قرآن منافات و تضاد دارد ، و طبق قاعده خدشه ناپذير هر مسلمان و معتقد به قرآني كه اگر روايتي با قران در تناقض بود ، بايد في الفور آن را رد كنيم و مردود بشماريم پس بايد بپذيريم كه فرض اينكه اين جاي آيه در اين قسمت سوره نيست و توسط رسول خدا و يا اصحاب ديگر چنين جابجايي اي صورت گرفته ، به كلي مردود است و چاره اي نمي ماند كه بپذيريم اين آيه به همين صوت و در اين قسمت نازل شده و نتيجتا در شان «اهل بيت» رسول خدا يعني «همسران رسول كه قاعدتا نمي توانند از 4 بيشتر باشند !!!به همراه خانواده آنها يعني فرزندان پيامبر » مي باشد .
و در آخر همانطور كه قبلا گفتم ، قسمت آخر اين مقاله را اختصاص مي دهم به شرح و تفسير مرحوم برقعي ، ايشان در كتاب «تابشي از قرآن» در مورد آيات 32 تا 34 سوره احزاب چنين مي نويسند :
« این آیات نیز راجع به زوجات رسول خدا نازل شده و یک سیاق است و مخاطبین آیات ایشانند. جملة : إِنِ اتَّقَيْتُنَّ دلالت دارد که بواسطة تقوی امتیاز شما از دیگران حاصل میشود نه بواسطة زوجیت رسول خدا، تفوق شما بر زنان دیگر بواسطة تقوی است نه بواسطة نسبت!
بدان که مخاطب در این آیات جمع مؤنث است مگر در جملة إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا که مذکر آمده برای تغلیب، یعنی؛ خدای تعالی برای اینکه رسول خدا را نیز مخاطب قرار دهد و او را نیز مکلف گرداند بدفع رجس، لذا او را غلبه داده و به او و زنانش خطاب جمع مذکر نموده است، چنانکه اگر کسی بر مجلسی که یک مرد و چند زن در آن باشد بخواهد سلام کند طبق عرف عرب؛ سلام علیکم میگوید، و مؤید مطلب آیة فوق در آیة 73 سورة هود نیز آمده است که خدا خطاب به ساره عیال ابراهیم فرموده : «أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»، که در این آیه خطاب جمع مذکر آمده برای وجود و سرپرستی ابراهیم بر ساره و برای وجود ابراهیم در آن خطاب، خطاب در این آیات نیز بملاحظة وجود رسول خدا در میان زوجاتش جمع مذکر آمده است.
میان اهل سنت و تشیع اختلافی حاصل شده که آیة 33 راجع به کیست؟ آیا مخاطب در این آیه رسول خدا با زوجاتش میباشد و یا رسول خدا با دختر و داماد و فرزندان دامادش یعنی؛ علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام میباشد؟ بنظر ما این اختلاف از تعصبات محض ایجاد شده و باید گفت: این آیه راجع به تمام زوجات و کسانی است که خانوادة رسول خدا را تشکیل میدادند و پاکی ایشان مطلوب بوده و آبروی رسول خدا میباشد، چه داماد و فرزندانش باشد و چه زنانش که اصل خطاب به ایشانست زیرا آلودگی هر یک از ایشان برای رسول خدا و نسبت به او زیبنده نیست و پاکیزگی هر یک از ایشان برای نسبت به رسول خداr مطلوب و مرغوب است، اضافه بر تکلیفی که هر یک برای خود دارند.
بعضی از دانشمندان گفتهاند: این آیه دلالت بر عصمت اهل بیت رسول دارد، ولی باید گفت: ابدا دلالت ندارد زیرا ارادة حقتعالی که میفرماید: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ ، یا ارادة تکوینی است و یا ارادة تشریعی، چون قرآن کتاب قانون و تشریعی است باید ارادة مذکور تشریعی باشد و نمیتوانیم ارادة تکوینی بدانیم مگر آنکه قرینهای باشد، ارادة در این آیه که خدا فرموده إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ .... تا جملة وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ، مانند ارادهای است که در آیة 6 سورة مائده میباشد، پس از جملة فاغسلوا وجوهکم تا آخر فرموده :
) وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (
که مخاطب تمام اهل ایمان است، و از تمام اهل ایمان ارادة طهارت نموده و ارادة طهارت در این آیه قانونی و تشریعی است یعنی؛ خدا از تمام مؤمنین خواسته که پاک و پاکیزه باشند و باختیار خودشان و بدست خودشان خود را پاکیزه و پاک کنند نه بارادة تکوینی. بهر حال اگر مقصود از اراده در آیهای که مربوط به اهل بیت رسول است تکوینی بود، باید در آیه، از امور تکوینی ذکری بمیان میآمد چنانکه در آیاتی که کلمة اراده آمده و مقصود از آن ارادة تکوینی است، در آن آیات از امور تکوینی سخن بمیان آمده است، در حالی که در این آیات امور تکلیفی و تشریعی بیان گردیده مانند آنکه میفرماید : « فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا » و یا « وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ »، و البته این تکالیف بر سایر اهل ایمان نیز واجب است چنانکه در آیه وضو و آیات مانند آن خدا از تمام اهل ایمان طهارت و ادای تکالیف را خواسته است و خود امامیه در زیارتی که برای حضرت حسین ساختهاند میگویند : «أشهد أنك قد أقمت الصلاة و آتیت الزکاة». و بعلاوه از جملة لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ : «تا رجس را از شما ببرد» استفاده میشود که در اهل بیت رجسی بوده که خدا میخواهد آن را ببرد و معصوم نبودند!
دلیل دیگر آن که ارادة تکوینی موجب جبر است همان طوری که خدا اراده کرده درخت انجیر انجیر دهد و درخت انار انار دهد و این اراده تخلف ندارد یعنی « إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ». پس فرق بین ارادة تکوینی و تشریعی این است که در ارادة تکوینی مراد حق واقع میشود و تخلف ندارد و بارادة بندگان موقوف نیست، ولی ارادة تشریعی و قانونی حق موکول شده به اختیار بندگان، و ممکن است مراد حقتعالی از اراده تخلف کند یعنی خدا از تمام مردم ارادة ایمان کرده ولی باختیار خود مردم : و مردم ارادة حق را انجام ندادند و ایمان نیاوردهاند، همچنین طهارت، خدا از همة مردم طهارت خواسته ولی بسیاری از افراد این خواست خدا را اطاعت نکردند!
حال میگوئیم خدا از تمام مردم پاکی را خواسته ولی در این آیة سورة احزاب بخصوصه از اهل بیت رسول پاکی و پاکیزگی را خواسته است، باعتبار اینکه اهل بیت رسول بستگی به رسول دارند و آبروی ایشان آبروی رسول خدا است، و خدا توقعی که از ایشان دارد و تکلیفی که از ایشان میخواهد مؤکدتر و ذکر آن لازمتر بوده و لذا در این آیه تذکر داده، اما ارادة حق تکوینی نیست که ایشان بخواست خدا مجبور باشند، یعنی طهارت ایشان ذاتی و تکوینی و بارادة حق باشد نه بارادة خودشان، اگر چنین باشد که طهارت ذاتی و بجبر إلهی باشد، برای ایشان فضیلتی نیست، هر شجر و حجری از خطاء معصوم است و گناه نمیکند، بلکه طهارت خانوادة رسول که خدا از ایشان خواسته قانونی و شرعی و بتحصیل خود ایشان است، این تکلیفی است برای ایشان بخصوص، همانطور که داماد و فرزندان رسول باید باختیار خودشان پاک و پاکیزه باشند، زنان او نیز مکلفند وباید خود را پاک وپاکیزه کنند، چه از آلودگیهای ظاهری و چه باطنی، و نمیتوان گفت: مثلا أم سلمه و یا حفصه مکلف به طهارت نیستند. پس خدا قانونا و تشریعا از هر زنی از زنان رسول و از سایر بستگان و اولادشان طهارت خواسته با تأکید إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ که مصدر مؤکد است برای عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ.
پس نزاعی که بین نویسندگان ایجاد شده که مقصود از کلمة اهل بيت کیست؟ یکی گفته فلان است، دیگری گفته بهمان است، این نزاعها از تعصبات بوجود آمده، و باید گفت: تما خانواده و کسان رسول خداr مکلفند به تحصیل طهارت، هر کس خود را پاک و پاکیزه کرده مقام بیشتری آن هم نزد خدا دارد، و هر کس خود را آلوده نموده مقام پائینتری دارد و نباید این آیات إلهی را بهانهای برای نزاع قرار داد، و روایاتی هم که وارد شده هر کدام موافق با قرآن باشد باید پذیرفت. باضافه برای اینکه دانسته شود أئمة اهل بیت نیز از گناه مصون نمیباشند پارهای از کلمات ایشان را میآوریم : حضرت علی بن الحسین در دعای 32 صحیفة سجادیه فرموده : «کثر علي ما أبوء به من معصیتك»، یعنی؛ بسیار است معصیت تو بر من که اقرار میکنم، و فرموده : «اللهم إنك أمرتني فترکت و نهیتني فرکبت» یعنی؛ خدایا تو مرا امر نمودی پس سر باز زدم و نهی نمودی، پس بجا آوردم، و فرموده : «کبائر ذنوب اجترحتها» یعنی؛ گناهان عظیمی که مرتکب شدم، و در دعای رمضان از خدا خواسته که : «تطهرنا به من الذنوب» ... »
«تابشي از قرآن-جلد 4 ، ص1032»
و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

